کلــــبه عاشـــقانـــه مـــآ
آوازي که عشق بر لبان خود دارد ، هرگز نمي ميرد..
تو و آغوشت همسرم ! این روزها حسی دارم آمیخته با دلتنگی . . . دلم آغوشی می خواهد به وسعت بازوان تو . . . تا پایان عمر به یاد خواهم داشت که هرگز نفهمیدم مزه ی خوابیدن در آغوشت را . . . ! چرا بغل کردن حس خوبی به آدم میده حسن جان ؟ مترسک ! آنقدر دست هایت را باز نکن ، کسی تو را در آغوش نمی گیرد . . . من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی و محکم در آغوشم بگیری و شیطنت وار ببوسیم و من نگذارم همدمم !
نظرات شما عزیزان:
هر بار مرا تسلیم می کند . . . !
کم می آورم ، بازوانی می خواهم که تنگ در برم بگیرند ، اما نه هر بازوانی ، فقط حصار آغوش تو . . .
چون در سمت راست بدن قلب وجود نداره و اونجا خالیه ولی وقتی کسی رو که دوست داری بغلش میکنی قلبش اون جای خالی رو پر میکنه و انگار که تو صاحب دو تا قلب شدی . . .